اتاق های گفتگو

سؤالات خود را با کاربران در میان بگذارید.

تله طب : اپلیکیشن ما رو دانلود کن و همه ی سوالاتتو راحت بپرس! دانلود تله طب!

:

سلام.من خیلی حالم بده.افسردگی شدید دارم.رفتم.دکتر بم قرص اعصاب داد بدتر شدم.همش دلشوره.بیخوابی.گریه سر هر چیزی.ب خودمم خیلی اسیب میزنم.چیکار کنم

مارال :

با همسرمم خیلی درگیرم.اونم شکاک و عصبیه.تو خونه حبسم.جایی نمیبردم.بهم زیاد توجه نمیکنه و همش درگیر کاراخودشه.منم هی بدتر بهش شک میکنم.مدام ازش توجه میخوام.

---امیر :

سلام .

یعنی شما افسرده هستین ؟

از ابتدای خلقت تا الان هیچ آدم افسرده ای از هیچ کس درخواست کمک نکرده . شما اولین نفرین!

مارال :

یعنی چی.من کنک نخواستم راهنمایی خواستم

مارال :

چرا زیاد دیدم.هیچکس دوست نداره افسرده باشه.میخوام درمان بشم

---امیر :

نتیجه ی منطقی از این حرفها اینه که تشخیص اشتباهه . ادم افسرده حرف نمیزنه ، به چشمان طرف مقابل نگاه نمیکنه، مدام در فکر مردن و خودکشیه ، دارو رو هم قبول نمیکنه و باید به زور بهش داد ؟؟؟؟؟

---امیر :

ببخشید که تند و بی پروا حرف زدم .

---امیر :

برای اینکه تشخیص افسردگی داده بشه باید اون رفتار و تفکر در فرد دیده بشه .

مارال :

عزیزم اون دیگه مال روانیاس.افسردم.عقلمو ک از دست ندادم.اتفاقا مدام دنبال خودکشیم.با اطرافیانم حرف نمیزنم.دنبال توجهم.تا حالا صد تا مشاور و روانپزشک گفتن افسردگی مزمن دارم از نوجوانی.شما میگی نداری

---امیر :

شما وارد یه کانال پزشکی شدین . به دنبال درمان هستین . براحتی حرف هاتون رو میزنین . پس به تشخیص داده شده شک کنین .

مارال :

بعدم اینکه میگین ب چشم طرف مقابل نگاه نمیکنه مال ادمای درونگرا و خجالتیه.من خصوصیات اخلاقی خودمو دارم.ربطی ب افسرده بودنم نداره

مارال :

ی سوال برام.پیش اومد.ضما تخصصت چیه

---امیر :

مارال

اینا حرفها و اکتشافات من نیستن

اینا مطالبی هستن که منبع علمی روانشناسی در تمام دنیا محسوب میشن (DSM)

مارال :

ب دنبال درمانم چون از شرایط موجود واقعا اذیتم و اطرافیانمم اذیت میکنم.یک.روز درمیونم ک اقدام ب خودکشی میکنم.

---امیر :

اینا رو متخصصین روانپزشک و روانشناس بارها خوندن و بارها امتحان دادن . ولی در مرحله ی عمل ؟؟؟؟؟

مارال :

من از پونزده سالگی مشکل افسردگی داشتم ک گاهی کم و گاهی حاد میشه.ب پزشک متخصص مراجعه کردم اول ب اصرار والدین و بعد ازون خودم خواستم ک ازین وضعیت خلاص شم.قرص خوردم ولی یه هفته ای رهاش کردم.

---امیر :

بیمار دپرس یا افسرده احتیاج به بهانه نداره . مثلا اگه من بر اثر مشکلات زندگی دچار حالت های بالا بشم افسرده محسوب نمیشم

مارال :

یعنی هرکی افسردس نمیره دکتر؟پس کیا میرن پیش روانپزشک.حتما ب زور میبرنشون.شایدم منظور شما ادماییه ک مخشون مختل شده.

---امیر :

اگه من خدای نکرده کسی یا چیزی رو از دست بدم و دچار علائم بالا بشم افسرده محسوب نمیشم

مارال :

خب شما بفرمایید پس مشکل من دقیقا چیه

---امیر :

مارال . لطفا اینجا منو دکتر صدا نکنین . من هم یه کاربر م

---امیر :

شما قبل از اینکه بدنبال قرص باشین باید ببینین که ایا این علائم واقعا بدون هیچ علت خاصی در شما ایجاد شدن یا بدلیل مسائل و مشکلات خاصی ؟

مارال :

دقیقا منم پدرمو از دست دادم و اینجوری شدم.البته نمرده که کاش میمرد

---امیر :

شما با این جمله جواب خودتون رو دادین

---امیر :

یه مسئله رو روشن کنم

---امیر :

اینکه باید مشکلات روحی رو با هم قاطی نکنین

مارال :

پدرم ب مادرم خیانت.کرد .جداشد و کلا مارو ترک کرد.منم ک نوجوان بودم شدیدا بهش وابسته بودم.چند سال اول بارها خودکشی کردم.با کسی حرف نمیزدم.تو تاریکی مینشستم گریه میکردم.

مارال :

خب الان.مشکل من چیه دقیقا.باید چیکار کنم

---امیر :

نوروز ها nevrosis و سایکوز ها psicosis ها رو از هم جدا کنین

مارال :

دوقطبیم.روانپریشم.وسواس فکری دارم.دقیقا چیه.قرص لیتیوم.کربنات.و سرترالین مال چی هست ک ب من دادن.

---امیر :

منم دارم همینو براتون روشن میکنم .

مارال :

منکه ازین اصطلاحات سر در نمیارم.میشه عامیانشو بگین

---امیر :

صبر کنین . خیلی سریع جلو رفتین . الان میگم

مارال :

---امیر :

بیماریهای روحی یا نوروز هستن و یا سایکوز

مارال :

---امیر :

در نوروز ها

مثل افسردگی و سوگ و شکست . ...... شخص از سلامت کامل عقلی برخورداره

مارال :

خب پس من.نوروزم.چون.عقلم سرجاشه.

---امیر :

در سایکوز ها

تصورات عجیب و اوهام غیر طبیعی شخص رو گرفتار خودشون میکنن

---امیر :

افرین .

---امیر :

اخه اون بالا هی حرفهای عجیب زدی مجبور شدم توضیح بدم

---امیر :

سلام المیرا

مارال :

چ حرف عجیبی

---امیر :

حالا که تا این مرحله رو قبول کردی میریم سراغ شرح نوروز ها

مارال :

خب الان نوروز اسم دستش بود.من کدوم مشکلو دارم.

مارال :

بله بفرمایید.

مارال :

المیرا شما جزو کدوم دسته ای.نوروز یا اون یکی

---امیر :

خب نوروز ها هم زیادن

افسردگی یکی ارگز نوروز هاست ولی بدون بهانه بوجود میاد

---امیر :

وقتی کسی میاد توی فضای مجازی حتما نوروز یا خیلی ضعیف تر از اونه

مارال :

پس افسدگی حاملگی ک بهانه داره حرف اشتباهیه

مارال :

سایکروز

مارال :

پیامارو نخوندی بالا

---امیر :

شماها که هر دو نفرتون بخاطر مشکلاتی که پیش رو داشتین دچار یاس و نومیدی شدین . پس دلیلی برای این حالت شبه افسردگی وجود داشته و بدون بهانه و دلیل ایجاد نشده

مارال :

اقای امیر شما تخصصتون چی هست دقیقا.اعصاب و روان؟

---امیر :

مثلا المیرا تو بدلائلی که من نمیدونم و خودت همه رو میدونی دچار حالت ترس یا فوبیا هستی و اصلا به تو نمیشه افسرده بگیم

مارال :

خب اولش با دلیل بوده ک البته من از کودکی یه همچین حالتایی داشتم.ولی با رفتن پدرم بروز داده شد ب شکل شدید.وقتیم که 13ساله همین مشکلو دارم.پس اگر افسردگی نیست چی هست؟دقیقا چ اسمی داره

---امیر :

نه مارال . ببخشید . پامو از گلیم خودم فراتر گذاشتم ولی اینا رو همه ی پزشکها و روانشناسها اگه اهل مطالعه هم باشن باید بدونن . اگه اهل کاسبی باشن که هیچ

---امیر :

از دست دادن هر چیزی که برای شخص مهم باشه دلیلی برای ایجاد همین حالتهای شبه افسردگی میشه ولی درمانش کاملا متفاوته

مارال :

من مشکلم اینه کلا نا امیدم.از زندگی لذت نمیبرم.حس پوچی میکنم و میخوام ک نباشم کلا.گاهی ب خدا هم فوش میدم ک چرا افریده شدم.علاقه ای ب ادمها.ندارم.شدیدا ادم.وابسته ایم و نمیتونم رو پای خودم باشم تو هیچی.همیشه دلشوره دارم و الان دو سه ساله کلا شبها نمیخوابم.از بس پرش افکار دارم.وسواس فکری دارم.بدبین و شکاکم.

---امیر :

این حالت رو در رده ی ( سوگ )طبقه بندی میکنن نه ( افسردگی )

مارال :

خب سوگ ک سالای اول بود.چون دیگه برام اهمیتی نداره.ولی همیشه همون حالتها رو دارم.بیخودی و با ی فکر و تصور گریم میگیره.دو سهدنفر تو.زندگیم.هست ک مهمن ک مدام از خودم میرونمشون.بیخودی ب همسرم میگم طلاقم بده با اینکه عاشقشم.نکنه تو اون دسته باشم.توهم دارم یعنی

مارال :

ولی تستای افسردگی ک تو مراکز پزشکی گرفتم هم گفتن افسردگی مزمن دارم .و حتما باید دارو.مصرف کنم وگرنه به خودم اسیب میزنم.

مارال :

خدایا امشب شما کلا منوگیج کردین اقای امیر

مارال :

المیرا من این همه حرف زدم نفهمیدم.چیکار کنم.تو با دو تا جمله راهکار میخوای

مارال :

اتفاقا من همینایی ک تو میگیو دارم.توام فوبیا و پارنویید داری فکر کنم.چون انگار افسردگی ک نداریم

مارال :

شایدم دو قطبی باشیم

---امیر :

ببخشید . برام صبحونه اوردن از خوشحالی گوشی رو گم کردم یه لحظه

مارال :

المیرا راهش فقط یوگاس.برو یوگا.من تنبلم نمیتونم برم

مارال :

خوش ب حالتون.منم گشنمه

---امیر :

دوقطبی جزو سایکوزهاست زبونتو گاز بگیر لطفا

مارال :

اخه لیتیوم.کربناتو برادو قطبی میده.پس مگه دو قطبیم ک بم لیتیوم داد.

مارال :

اخر من چیم

Fąŧɛmɛɧ :

لیتیم فقط تو دو قطبی؟!

Fąŧɛmɛɧ :

مارال :

خب من از ده شب چیزی نخوردم.بیدار بودمم گشنم شده

---امیر :

هیچکدوم نیستم المیرا . کارم با روح آدمها نیست و با جسم ادمهاست . فقط قفسه سینه . ولی اینا اطلاعات عمومی ساده ی پزشکی هستن

مارال :

سلام چی شد

Fąŧɛmɛɧ :

تنظیم کننده خلق هست لیتیم ، حالا دو قطبی هم میدن

---امیر :

پس اول صبحونه رو بخوریم تا معده عصبانی نشده ؟

---امیر :

لیتیوم بهترین دارویی ضد سایکوزه . ولی توی افسردگی های شدید و دوقطبی ها هم میشه داد

Fąŧɛmɛɧ :

ب نظر من صحبت کردن رو در رو با یم روانپزشک بهتر میشه تشخیص داد تا اینجوری!!

مارال :

اهان.ولی خیلی بده.یه هفته خوردم همش بی حس بودم.حالت تهوع داشتم.سرترالینم ک خوردم تا یک ماه نمیتونستم.نفس بکشم.ی چیزی مث غده تو گلوم.بود انگار

Fąŧɛmɛɧ :

شما منظور منم؟

---امیر :

کار من فقط جراحی قفسه صدریه . همین .

ولی داروهای روانپزشکی رو که نباید فراموش کرده باشم .

مارال :

فاطمه جان منکه گفتم رفتم روانپزشک فقط دارو ریخت تو حلق ما.ی بارم.چند سال قبل رفتم.فلوکسیتین داد.

Fąŧɛmɛɧ :

قطع هم کردی تا حالا داروهاتو؟

---امیر :

فاطمه

روانپزشک ها تا بحال همیشه به مارال دارو دادن بدون نتیجه .

پس بهتره یه روانشناس رو ببینن نه روانپزشک

Fąŧɛmɛɧ :

پرستارم

Fąŧɛmɛɧ :

اره روانشناس هم گزینه خوبیه

مارال :

اره.یه هفته بیشتر نخوردم.نتونستم ادامه بدم.شده بودم مث مرده ها.ب اطرافم کاملا بیتفاوت شده بودم

مارال :

روانشناس نرفتم.اخه اونا ک دکتر نیستن.معمولا هم فقط لیسانس دارن.کتاباشونم.ک خودم از برم.چ فایده

مارال :

بله المیرا تازه واردم

Fąŧɛmɛɧ :

عزیزم من خودم بخش روان بودم و کار روانشناس خیییلی وقتا مکمل کار دکتر بوده و حتی خود دکتر خواسته اینکارو بکنن.

قطع و وصل این داروها هم علایم رو بدتر میکنه بهتره ب ی پزشک خوب اعتماد کنی

Fąŧɛmɛɧ :

حقوق پرستار از زمان طرح ک تقریبا پایه دو تومنه بگیررر تاااا ...

بستگی ب بخش و اضافه کاری و... داره

مارال :

من بیمارم المیرا .هیچکاره

مارال :

فاطمه جان یعنی برم روانشناس حتی لیسانسه خوبه؟بخدا نمیتونم.دارو مصرف کنم.حالم بد میشه.ی بارم.خواستم.خودکشی کنم.یه بسته لیتیومو کامل خوردم.انقدر حالم بد شد ک بمیرم طرفش نمیرم

مارال :

مارال :

فاطمه اقای امیر گفتن مشکل من افسردگی نیست.ولی نگفتن چیه اخر.شما ک تو بخش روان بودی فکر میکنی چی باشه پس

Fąŧɛmɛɧ :

مارال جان

همینکه خودت دنبال درمانی خیلی خوووبه ها ،

عزیزم ، همین که دنبال درمان هستی نشونه خوبیه ، فقط خُلقت پایینه که هم خودت میتونی ب خودت کمک کنی ( انرژی مثبت و فک کردن ب چیزای خوب و...)

هم روانشناس ، هم روانپزشک

Fąŧɛmɛɧ :

نمیشه قطعی بگبم افسردگی نیست ، ب همین خاطر گفتم جلسات حضوری فرق میکنه و تشخیص بهتر داده میشه

Fąŧɛmɛɧ :

اما به دارو هم نیاز داری عزیزم

مارال :

خب تو جلسات حضوری بم گفتن افسردگی مزمنه.اما امیر گفت نیست

Fąŧɛmɛɧ :

پس گفتن چیه؟

مارال :

دنبال درمانم چون. انگار علایم ام اس پیدا کردم.از طرفیم خانوادم و خانواده همسرم بهم خیلی میگن ک خودتو.درست کن.میگن دارم زندگیمو.میپاشم.اما خودم ک فکر میکنم حق با منه و مقصر همسرمه.من فقط فکر کنم زیادی حساسم ب کارهاش

مارال :

نگفتن.میگن علامت سوگه

Fąŧɛmɛɧ :

ام اس؟!

مارال :

اخه گفتم افسردگیم بعد از رفتن پدرم شروع شده

Fąŧɛmɛɧ :

علایم سوگ؟

عزیزی از دست دادین؟

۶ ماه ازش گذشته؟

هنوزم منتظری زنده بشه برگرده و...

اینا علایمه سوگ هس

مارال :

سیزده سال پیش هی شدید شد و هی کمتر شد.ولی وقتی خیلی بم توجه میشه و همه به حرفم گوش میدن حالم خیلی بهتر میشه

مارال :

سیزده سال پیش پدرم ترکمون.کرد.جدا شد از مادرم.بش وابسته بودم و دلمم شکست.اما دیگه خیلی وقته برام اهمیتی نداره.

Fąŧɛmɛɧ :

کدوم شهری مارال جان؟

بیمارستان روان داره؟

میتونی ب درمانگاهش مراجعه کنی؟

Fąŧɛmɛɧ :

پرستاری اوردن بگی نگی سخته ، موندن توشم سخته

Fąŧɛmɛɧ :

گفتم درمانگاه ،چون مراجعه کننده با این شرح حال من خیلی زیاد دیدم و درمان هم شدن خداروشکر

مارال :

شهرکرد.منظورتون تیمارستانه؟اره.داره.ولی اسمشم بیارم بم انگ.میزنن.شوهرم اجازه نمیده جایی برم.ب خودشم بگم بعدنا بهم.سرکوفت.میزنه.ب خاطر همون قرصا تا حالم بد میشه همه میگن تو باز قرصاتو.نخوردی.وای ب اینکه برم.بیمارستان روانی

مارال :

چجوری درمان.میشن معمولا.با قرص یا راهکار دیگه ایم.داره

مارال :

فاطمه.جان.شما نمیدونی از کجا میشه فهمید ام.اس داریم یا نه.جرات ندارم برم دکتر بگن.دارم زندگیم میپاشه.

Fąŧɛmɛɧ :

تیمارستان؟! منظورت بیمارستان روانه دیگه !

عزیزم الان دیگ دوروزمونه این حرفا نیستااا

درمان با قرص ، کنارش روان درمانی ، مشاوره ، موارد خیییلی شدید نیاز ب بستری داره

مارال :

دوره این حرفا نیست ولی اطرافیان من هنوز دیدشون اونقدر بالا نرفته ک درک کنن.سریع انگ میزنن.شما مال کدوم شهرین

Fąŧɛmɛɧ :

علایم ام اس داری یعنی چه علایمی ؟

توی افسردگی حالا یا مود پایین ، خیلی وقتا احساس میکنیم ی بیماری جسمی داریم بهش میگن خودبیمارانگاری

شاید احساسه فقط و ان شا الله چیز خاصی نی

Fąŧɛmɛɧ :

من مشهد عزیزم

Fąŧɛmɛɧ :

اره درک میکنم ،خیلیا هنوزم همینطورن اما درمان تو اهمیتش بیشتره

مارال :

البته مدام اینجوریم ک خودمو.مریض حس میکنم.و ترس دارم.گاهیم حتی دوس دارم مریضی لا علاج بگیرم اما نه دیگه ام اس.اما شنیدم افرادی ک زیاد تحریکات عصبی دارن.زود زنج و حساسن ممکنه بگیرن.منم چند وقته دیدم تار شده.بدنم مدام بی حس میشه.مخصوصا ب گرما حساسم.مدام دسشویی دارم.دستا و پاهام سستن .

مارال :

وخیلی علایم دیگه.دارم ک نمیدونم مربوط میشن ب ام اس یا چیز دیگه ایه.اول فکر کردم دیابته ازمایش دادم نبود.

Fąŧɛmɛɧ :

اینا علایم خااص ام اس نیست ، یعنی بین خیلی از بیماری ها مشترک .

میدونی من دارم به این یقین میرسم ک تو اگه اول همون افسردگی یا بهتر بگم ناراحتیتو رفع کنی خیلی از این علایم فروکش میکنه

مارال :

من نمیدونستم.علایم ام اسو.این مشکلاتو.خیلی وقته دارم.حالا بدتر شدم.هر وقت عصبی میشم پوست صورتمم بی حس و گزگز میشه

مارال :

میخوام.کاش درمان بشم.انقدر کهنه شده ک نا امیدم.

مارال :

از کجا بفهمم مال چیه.پیش چه متخصصی باید برم

مارال :

المیرا پشت کنکوری؟؟

Fąŧɛmɛɧ :

به قول اقا امیر الان سایکوز ها رو دیگ درمان میکنن افسردگی مزمن هم دیدم ک شده پس میشه ، فقط لطفا برو زیر نظر ی پزشک خوب و دستوراتشو پیروی کن.

دارو اعصاب مث دارو قلب هس ، خوردن ب موقش الزامیه

---امیر :

مارال .

خودتون به تنهایی نمیتونیین به نتیجه ی خوبی برسین . در مورد روانپزشک ها هم باید بدونین که در اصفهان که نزدیک به شماست متخصصین دکترای روانشناسی زیادی هستن که میتونین بهشون مراجعه کنین . دارین خیلی سخت میگیرین .

Fąŧɛmɛɧ :

حقوق دکترا والا دکترای ک من دیدم از ۱۸ ب بالا بودن

مارال :

بخدا دارو.حالمو بهم میزنه.کاش حد اقل امپول میدادن.

Fąŧɛmɛɧ :

من ک سخت نمیگیرم خودش خیلی حساسه

Fąŧɛmɛɧ :

خو بگو حالمو بهم میزنه دکتر ی فکری میکنه دیگ

مارال :

سخت نمیگیرم.هی میگم برم اصفهان.شوهرم پشت گوش میندازه.امروز فردا میکنه.پیش روانپزشک.دیگه نمیخوام.برم.دارو مصرفش برام غیر قابل تحمله.اما حتما پیش ی روانشناس میرم تو همین هفته

---امیر :

در کنارش یه روانپزشک هم داشته باش ولی باید تغییری بوجود بیاد تا اگه در درمانهای کنونی شما مشکلی وجود داره برطرف بشه . موفق باشی

صبحونه ام هم سرد شد

مارال :

شما ک.نبودی.صبحونت.چرا سرد شد

Fąŧɛmɛɧ :

افرین ، نتیجه خوبی بود اقا امیر ک بهش رسیدیم

Fąŧɛmɛɧ :

---امیر :

فاطمه

آخه مارال میگه چندین ساله تحت درمان با دارو بوده ولی راضی نیست . پس یه اشکالی این وسط وجود داره . حرفاشون هم با تشخیص هایی که مطرح میکنن نمیخونه .

مارال :

ممنون.ک.وقتتونو.گذاشتین.خیلی سرتونو.درد اوردم.

---امیر :

سرد هم خوبه

مارال :

دکتر جوادیان جزو بهترینای اینجاس مثلا اما هر کی با هر مشکلی میره همین داروهارو بهش میده.

مارال :

صبحونتون چیه حالا

---امیر :

میگو و تخم مرغ بود ولی دیگه نیست

مارال :

فکر کنم.نهایت تنوع داروهایی ک داده پنج تا باشه.ب کل بیمارانش.

مارال :

چرا نیست.خوردین

مارال :

وای گشنم شد.چ صبحونه با کلاسی شبیه شامه بیشتر

Fąŧɛmɛɧ :

خو میگه قطع میکردم دارومو

---امیر :

حالا اون اقای دکتر رو فراموش کن و طرح درمان رو تغییر بده . همین

---امیر :

من اخه همیشه گشنه ام میشه

Fąŧɛmɛɧ :

تشخیص افسردگی هم نمیشه راحت ردش کرد

Fąŧɛmɛɧ :

اقا امیر

گفتی تخصصت چیه؟

اگه قلبه ی سوال دارم

مارال :

فاطمه جان.اخه بم نمیساخت .از یک چهارم شروع شد تا یه دونه در روز.ک من ب ی دونه رسید کل قرصارو.باهم خوردم.اتفاقا تا یه ماهم خیلی حالم خپب بود.ولی بعدش دیگه با یه نصفه قرص سرماخوردگیم بالا میارم

---امیر :

ردش نکنن الان . ولی میتونن به حای دیگه ای هم مراجعه کنن و برای بیماریشون وقت بیشتری بگذارن

Fąŧɛmɛɧ :

مارال جان.

من نمیگم در کشت ی دارو ادامه بده ولی قطعش زیر نظر پزشکت باشه عزیزم

---امیر :

فاطمه .

داخلی قلب نیستم . کارم جراحی چسته

Fąŧɛmɛɧ :

حد کُشت

مارال :

اقا امیر سرتو درد اوردم.ولی ی راهنماییم.واسه ام اس کن.

مارال :

حالا منکه سال پیش قطعش کردم.یعنی از نو.شروع کنم

---امیر :

اختیار دارین ، چی بگم در مورد MS

؟

یه متخصص داخلی اعصاب و روان لازمه که نظر اخر رو بده

Fąŧɛmɛɧ :

دقیقا همون جراحی!

یکی از همکاران شما گفته ک زالو بزارن نیاز ب CABG نیست ، حالا یکی از اشنا ها نیاز ب عمل داره نمیره میگه زالو درمان میکنه!

واقعا ربطی داره ؟!!

---امیر :

زالو گذاشتن تا حدی مثل NSADها عمل میکنه و شاید بشه گفت تا حد بسیار کمی مثل هپارین و یا وارفارین

مارال :

میخوام ببینم.علایمم میخوره تا بعدش برم ام ار ای برا نتیجه نهایی.

مارال :

زالورو کجا بزارن یعنی.رو قفسه سینه.

---امیر :

یعنی بزاق زالو یه ضد انعقاده . تا همین حد اثر داره و نه بیشتر

---امیر :

مارال

دارویی رو که یکساله قطع کردی دوباره شروع نکن . به روانپزشک و روانشناس تواما مراجعه کن و گذشته رو فراموش کن .

مارال :

بله.درسته.حتما باید اینکارو.کنم.برای خوابم ک تنظیم بشه ایا خوردن قرص خواب صحیحه

---امیر :

نه مارال .

زالو رو هرجای بدن بگذارن برای مکیدن خون باید بزاقش رو وارد محلی که سوراخ میکنه ترشح کنه و بزاق زالو خاصیت ضد انعقادی ضعیفی داره . معمولا روی کتف و کمر قرار میدن ولی من ندیدم هنوز.

مارال :

زالو ک هم دردناکه هم ترسناک.

---امیر :

دوباره قرص خواب بدون تجویز مصرف نکن . قرار شد که با روانشناس و روانپزشک جدیدت مشورت کنی .

به همین زودی یادت رفت که؟

مارال :

شما شیفتین ؟

مارال :

نتم ضعیف شده انگار

---امیر :

شیفت نه .ولی چیزی شبیه شیفت . یعنی باید منتظر تلفن باشم که اگه مشکلی پیش بیاد جواب بدم .

مارال :

بله چشم.اشتباه شد.اصلا قرص خوابو.بدون تجویز گمان نکنم بدن.منم بیجنبم یهو همرو باهم میخورم

مارال :

شغل سختی دارین.همه الان خوابن شما مجبورین بیدار باشین

---امیر :

نه اتفاقا . به تلفن ثابت زنگ میزنن . با صدای زنگ راحت بیدار میشم

مارال :

مزاحمتون.نشم.خیلی از صحبتاتون استفاده بردم.ممنون

Fąŧɛmɛɧ :

اقا امیر ممنون بابت توضیح

مارال :

خب همون.بیدار شدنش عذابه

مارال :

فاطمه.جان.از کمکای شما هم خیلی ممنون.

Fąŧɛmɛɧ :

خواهش عزیزم ، امیدوارم بهتر بشی

---امیر :

فاطمه

توجیه شدین ؟ توضیح کافی بود؟

Fąŧɛmɛɧ :

اره مرسی

مارال :

ممنون عزیزم.

---امیر :

خواهش میکنم . به هر حال دوستتون رو باید توجیه کنین که با اینکه اخیرا دانشکده ی طب سنتی و اسلامی هم تاسیس شده ولی در اساسنامه ی تاسیسش اومده که این طب فقط یه طب مکمل و کمکی میتونه باشه و جایگزین روش های جدید علمی نیست .

Fąŧɛmɛɧ :

میگم بهش ، متاسفانه ی پزشک تو تی وی گفته و کلی تبلیغات کرده !

---امیر :

ما همه ی روش ها و تکنیک های طب قدیم رو نفی نمیکنیم ولی باید بدونیم که هر روز باید اطلاعات جدید بیشتری رو بر پایه ی اونها ابداع کنیم .

Fąŧɛmɛɧ :

حق با شماس ، هرجور شده توجیه میکنم!!

---امیر :

کارشون مانند اینه که ادعا کنن چون قدما از چرخ درشکه استفاده میکردن امروزه هم همون چرخ چوبی رو زیر بدنه ی ماشین و هواپیما استفاده کنیم ???

---امیر :

موفق باشین . فعلا خد احافظ

Fąŧɛmɛɧ :

اره والا ، ممنون بازم خسته نباشین

مارال :

سلام روتینا همه رفتن

مارال :

من هستم

مارال :

ببخشید ماتینا

مارال :

مارالم.28خشگلم

مارال :

فدات عزیزم.خوشبخت شدم.بای بای

رشید :

سلام مارال خانم

 پاسخ دادن