اتاق های گفتگو

سؤالات خود را با کاربران در میان بگذارید.

تله طب : اپلیکیشن ما رو دانلود کن و همه ی سوالاتتو راحت بپرس! دانلود تله طب!

:

کی بیکاره؟بیاین حرف بزنیم خخخخ

معصومه و پسرش23w :

من من من

سارا 2 :

بله من هستم حرف بزن

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

خخخخ سلام مجدد

معصومه و پسرش23w :

بیکاری داره فشار میاره

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

نهار چی دارین بچه ها

سارا 2 :

سلااام به روی ماهت

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

اره بخدا معصومه

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

چقد ناراحتم ک از بیکاری همش میخابم

سارا 2 :

زرشک پلو با مرغ

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

خوبی خواهر چیکار میکنی...نسترن من دارم میزام

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

سلام ارزد خوبی اجی

معصومه و پسرش23w :

چیکار کنیم

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

دروووووغ چه وقت زاییدنه ارزو

سارا 2 :

نسترن ارزد کیه

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

تازه من قبلا با نمد کاردستی عروسک درست میکردم الان حوصلم نمیشه اصن

فاطمه. :

سلام.نسترن جان خوبی؟فاطمم دوستت

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

ارزو مامان آراز

سارا 2 :

اون ارراز ه

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

سلاممم فاطمه جان خوبی عزیززززم

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

اره اسم خودشم آرزو هست

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

فاطمه بهتری اجی؟

فاطمه. :

خداروشکر نگران بچمم فقط رفلاکس داره کپسول دادن ده روز دادم اثرنکرد حالا شربت دارم میدم دعاکنید همتون اثر کنه زود باز شیرنره تو ریه اش عفونت کنه

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

حالاهم کلا اومده پایین ترشحمم زیاد....به به ایول بخودم خیلی خوشحالم دردم بگیره تاشنبه که میرم سونو

فاطمه. :

باز رفتم.معذرت خواستم قضیه حل شد

فاطمه. :

ان شالله همتون به سلامتی فارغ یشید

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

انشالله که زود خوب شه اجی.نگران نباش

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

ارزو چطو متوجه شدی اومد پایین؟تو ۳۶ هفته زووود نیست؟

فاطمه. :

حوصلم نکشید اقا زد به غذا نخوردن لاغر شد مادرش سوارم شد چرا.پسرم لاغر شده اونموقع که چاق شد زنگ نزد تشکر الان زنگ زده منم شیرم کم شد از بس حرصم دادن بی خیال شدم شیرم اومد وگرنه داشت خشک میشد

مریم😊 مامان محمدیوسف😍😍😍 :

سلام به روی ماهتون

استیکر لبخند

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

خوشبحالت فاطمه ک اینقد خوبی اجی

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

انشالله خوب میشه...شما هم دعا کنید من ازشنبه دردام شروع بشه

فاطمه. :

نسترن شکم میاد پایین من از 32 اومد پایین 37 3 سانت باز بودم حیف که سرش بالا بود وگرنه راحت طبیعی میاوردم

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

اشکال نداره بالاخره شوهرته بابای بچته

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

سلام ب مریم جان خوبی اجی

فاطمه. :

نسترن چاره ای ندارم بچم گناه داره همینجوریش شیرنمیتونه یخوره شیرم کم باشه دیگه هیچی.باید ساخت.حالا زدم به بی خیالی حتی نظرمم میپرسه میگم هر جور خودت صلاح میدونی حتی برا مهمونی اخه میدونم نظرم بدم براش مهم.نیست از اول نمیدم

مریم😊 مامان محمدیوسف😍😍😍 :

مرررررسی عزیز جان

خودت خوبی

نی نی چطوره؟

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

برا منکع میدونم یکم اومده پایین چون ب معدم فشار نمیاره دیگه ولی اینکه کجاست رو نمیدونم پیاده روی ک میرم و نزدیکی.. کلا لگنم درد میکنه جوری ک نمیتونم تو دسشویی یشینم

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

بابا زیرسینم خالی شده کلا

فاطمه. :

ولی عید دیگه مثل پارسال همه جا با مادرش اینا نمیرم که تو یه ماشین باشیم هی بره تو اعصابم

مریم😊 مامان محمدیوسف😍😍😍 :

فاطمه جان؟

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

انشالله تو هم یسلامت فارغ شی ارزو

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

خوبی از خودته کلا فاطمه.. من اینو میدونم اجی.خدا بهت صبر بده و انشالله محمدمهدی برات حبران میکنه

فاطمه. :

برو. جلو اینه حالت شکمتو ببین رو به پایین اومده

مریم😊 مامان محمدیوسف😍😍😍 :

میگم فاطمه پری برات منظم شده الان؟

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

فداااتم اجی مریم گل گلاب

فاطمه. :

انشالله.مریم سلام

فاطمه. :

مریم خخخخ

فاطمه. :

من از نوجونیم با قرص پریود شدم

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

من برام تاریخ زدن ۴ فروردین نمیخام تا اونموقع دنیا بیاد

مریم😊 مامان محمدیوسف😍😍😍 :

من پریود نشدم چرا

آخخخخخخخخخ ناراحت زیاد

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

سارا کجااا رفت

فاطمه. :

پری منظم که هیچ نامنظمم برا من مفهومی نداره الان دیگه نمیدونم کی بشم.تا پریود نشم باردار نمیشم درسته؟؟؟

فاطمه. :

خوبه که عید بیاد نیمه اولی بشه

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

منم دستشویی نمیتونم برم درد دارم

فاطمه. :

مهم نیست بعضیا شیرمیدن پریود نمیشن خواهرشوهر من تا ده ماه نشد بعدش شد

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

مرسی ابجی گلم نسترن ..

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

وااای منم میترسم تو شیردهی پریود نشم.. بارداری همینش خوبه ک جلوگیری نمیخاد بعدش دوباره همون اش و همون کاسه هی بگردیم دنبال روش جلوگیری واااای

فاطمه. :

آراز من ماه اخر مونده بود جامو کف دستشویی بندازم.خخخ

اب دورش کم بود روزی 5بطری نوشابه اب میخوردم

مریم😊 مامان محمدیوسف😍😍😍 :

فک کنم دسته گل ب آب دادم

اصن فکر نمیکنم حامله باشم ولی چرا نشدم پس

میگن اوایل نامنظمه درسته؟؟

فاطمه. :

نسترن خب باردار شو که دنبال روش جلوگیری نباشی پس

فاطمه. :

اره بابا تا منظم شه طول میکشه

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

من دسشویی میرم راحت فقط تا یه روز بعد رابطه و بعد از پیاده روی سختمه

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

شما ۹ ماه دسشویی فرنگب استفتده میکردید؟من هنوز دسشویی معمولی میرم

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

شکمم سفت شده

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

ن میرم توالت معمولی

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

هوووو اینیکی کمه تا یکی دیگه هم باردار شم فورا خخخخ بابا همین تا ۴ سال بسمه شایدم بیشتر.قربونش برم

فاطمه. :

نه من تا روز اخر دستشویی معمولی رفتم

فاطمه. :

خب عوضش باردار باشی دنبال روش جلوگیری نیستی.مطمین ترین راه جلوگیری از بارداری بارداریه خخ

مریم😊 مامان محمدیوسف😍😍😍 :

وی من چه بکنم بچه ها

گریه

فاطمه. :

هیچی مریم بی خیال باش

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

وااای پریشب از بس رفتم دسشویی اومدم ازپا افتادم بار اخر دیگه حوصلم نشد برم مثانم پر شد درد مث پریودی گرفتم ک بخدا نمیتونستم یسانت هم جابجاشم میگفتم خدایا یه لحظه ولم کنه برم خالی کنم بیام تا دو دیقه ای همونجوری قفل بودم مردم و زنده شدم اول ترسیدم فک کردم درد دنیا اومدن بچه است دیگه

فاطمه. :

مگه ماه های قبل سروقت شدی؟

فاطمه. :

نسترن خخخخ یه لحظه ولم کنه برم خخخ

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

مریم نکنه لیده بااااشی برو تست بده خخخخ

فاطمه. :

خندم گرفت ما اینجور وقتا میگم جیشه برو بعدا بیا الان کار دارم نمیتونم به ثانیه نرسیده میره از بس تلقینمون قویه

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

بخدا جدی میگم خخخخ

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

ن بابا من مث درد پریودی کلا پایین شکم گرفت نمیدونستم از دسشویی و مثانه یا درد پریودی. گفتم اگ درد زلیمان اینجوری باشه ک من میمیرم واااای وحشتناک بود

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

ارزو سونو اخرو ک نرفتی هنوز مگه ن؟

مریم😊 مامان محمدیوسف😍😍😍 :

وای ماه قبل ینی تقریبا۱۰روز بعد از چله خونریزی داشتم فک کنم پری بود دیگه

الان منتظربودم ولی نیومده فعلا

من پری میخااااام

خخخ

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

یه بی بی چک بزن مریم

مریم😊 مامان محمدیوسف😍😍😍 :

وای ماه قبل ینی تقریبا۱۰روز بعد از چله خونریزی داشتم فک کنم پری بود دیگه

الان منتظربودم ولی نیومده فعلا

من پری میخااااام

خخخ

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

الان محمدیوسف چندوقتشه؟

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

چه روشی جلوگیری داشتی مریم؟

فاطمه. :

منم بعد چله لک و خون دیدم تا پنج روز فکرنکنم پریود باشه

فاطمه. :

با این اوضافوحرفاش مشخصه نسترن جلوگیری طبیعی

مریم😊 مامان محمدیوسف😍😍😍 :

محمدیوسف۳ماه نشده هنوز

طبیعی پیشگیری کردیم

همش تقصیر شوهرم بود

امروز میاد خونه پوستش کندس

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

خداااایا میشه منم بسلامتی زایمان کنم بیام اینجا بگم منم بالخره زایمان کردم هی بچه ها سوال بپرسن هی من ج بدم خخخخخخ

مریم😊 مامان محمدیوسف😍😍😍 :

محمدیوسف۳ماه نشده هنوز

طبیعی پیشگیری کردیم

همش تقصیر شوهرم بود

امروز میاد خونه پوستش کندس

مریم😊 مامان محمدیوسف😍😍😍 :

واقعا فاطمه؟

بعدش دیگه پری نشدی؟

منم همونجوری بود

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

خخخخخ پوستش بکن خخخخخ

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

خخخخخ پوستش بکن خخخخخ

فاطمه. :

اره نسترن چرا نشه.من.خودم روزی که تله را نصب کردم یه سریا را میدیدم ماه نه ان می گفتم یعنی منم میرسم به ماه نه الان باورم نمیشه بچم رو پام خوابیده

فاطمه. :

نه بابا هنوز نشدم

ترنج :

سلام بچهل

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

ببخشید بچها مادرشوهرم اومد رفتم

ترنج :

بن‍ظرت چه رنگ مویی خوبع واسه عید

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

اخه من اصن طبیعی رو جز روشایی جلوگیری حساب نمیکنم خخخ اصن مطمین نیست لامصب

فاطمه. :

مگه اینکه خونریزیت چهل روز دیگه بند اومده باشه یه دفعه روز چهل و یک خون ببینی زیاد مثل پریود میشی و.تا هفت روز ده روز مثل پریودیت خون.دیده باشی اگه لک باشه که پریود نیست

فاطمه. :

آراز خداقوت

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

ن نسترن شنبه میرم انشأالله

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

راحت باشه ارزو جان

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

دودی زیتونی قشنگه

فاطمه. :

نسترن منم قبول ندارم ولی متاسفانه شوهرم نیست اخلاقش خیلی خوبه طبیعی هم جلوگیری میدونه

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

چطور فاطمه خخخخخه

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

رفت برام نون گرفته بور

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

بچه ها بعد زایمان چ غسلایی هست تا چند روز خونریزیه من نمیدونم اصن

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

فاطمه. :

بعد تازه میگه طبیعی از من نخواه جلوگیری کنم خخخ پس از کی بخوام.میگه من.جلوگیری نمیکنم فکر کنم من.جلوگیریم خداییه یعنی به خدا بگم خدایا نشمااا خخخخ خوبه. پریود نمیشم خیالم راحته فعلا تخمکی نیست بخواد باردار بشم

فاطمه. :

گفتی مادرشوهرم اومد گفتم خداقوت.مادرشوهر من وقتی میاد تا بره من.کل وجودم درد میگیره

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

وووی فاطمه اینو دیگه بذار شوهرت کوتاه بیاد اخه اگ باردار شی دوبااااره چی

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

بچها اگه من بعد شنبه درد ام بگیره یازودتر مشکلی نیس که...دکتر که گفت ن

فاطمه. :

چیکارش کنم کوتاه نمیاد تازه میگم قرص بخورم امپول میگه دارو استفاده نکن میگم کان دوم میگه نمیخرم میگم طبیعی میگخ بلد نیستم خخخخ کلا باید بگم خدایا نشمااا

فاطمه. :

تا پریود نشم که باردار نمیشم درسته؟؟؟

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

فاطمه اینقددد مطمین نباااش بعد بارداری انکان بارداری دوباره خیلی زیاد میشههه

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

ن فاطمه مادرشوهرم خیلی خوبه خودش نیس ولی خداش که هست ...اصلا مزاحم نمیشه میاد سرمیزنه می ره اونم وقتی تنهام

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

واای ارزوانشالله ک راحت زایمان کنی

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

اره بابا اصلا یه هفته بعد زایمان رابطه داشته باشی باردارمیشی

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

ن فاطمه بخدا من دیدم اینجا چند نفر گفتن باردار شدن خودشون و قوماشون درحالیکه پریود نمیشدن

فاطمه. :

آراز ماه اخر فقط حرکات مهمه حرف دکترو ول کن.سونو.میری اب دورشو حتما بگو.خوب چک کنه جقدره و باز اگه دیدی 38 تموم شد رفتی 39 نزاییدی برو سونو به دکترم نگفتی نگفتی برو اب دور بچتو چک کن.نمیخوام بترسونمتون ولی همین چند وقت پیش یکی از اقوام دور ما دکتر معاینش کرد گفت ده روز وقت داری بدون اینکه سونویی بگیره حرکاتو چک کنه هیچی حرکات بچه کم بوده گفته طبیعیه جا.نداره.بچه بهوخشکی افتاد و دور از جون بچه هاتون عمرش به دیدن دنیا نبود

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

مرسی نسترن توهم همینطور انشأالله بسلامتی فارغ بشی

مریم😊 مامان محمدیوسف😍😍😍 :

من اومدم باز

رفتم جارو زدم

۱۷روزه خونه بابام

فاطمه. :

حتماحتما این ماه اخر هر دوهفته اب دور بچتونو چک کنید یه وقت کم میشه بدون ابریزش یا....و متوجه نمیشید.مال خودمم کم شد اصلا دکترا میگفتن چک تست میزاریم تستم منفی میشد ولی سونو میگفت اب دورش کمه. حرکاتشم کم.میشد.تو روخدا ماه اخرو خیلی جدی بگیرین

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

فاطمه یسوال خدایی اینهمه شوهرت اون شب حرف زد اخر شبم رفتی پیششخابیدی؟خدا میدونه وقت خابم چقد همون شب گریه کردم از ناراحتی اصن نمیتونستم تصورشم کنم ک حالت جطوره

فاطمه. :

خب باید پریود بشم تا تخمک بیاد.من از این شانسا ندارم سر این بچم اینقدر به درو دیوار کوبیدم تا شد

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

ن من خداروشکر حرکتاش خوبه . سونو معتبر هم میرم مطمئنم ازکارش ..فاطمه بخدا ازاین کارا اونقد میترسم میخوام زودتر بدنیا بیاد

فاطمه. :

نه همون شب نرفتم اخه بچم بیقرار بود گفتمش برو پذیرایی بخواب که فردا سرحال باشی من با بچه بیدار میمونم اونم از خدا خواسته رفت

فاطمه. :

ولی بعدش رفتم پتو وسایل بردم کنارش

فاطمه. :

محبتشو نمیخوام ولی خیلی دوستش دارم خیلی غده میدونم

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

من الان 36هفته و 3روزم دقیق

فاطمه. :

اونم یه روز قدر منو میفهمه

فاطمه. :

شاید یه روز که نباشم

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

نسترن توچند هفنه چندروزی دقیق

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

تو واقعا خیلی خوبی فاطمه

فاطمه. :

انشالله سلامت دنیا میاد بسپارش به خدا فقط زیاد رو حرف دکتر نباش به حرکات توجه کن دیدی کم شد برو سونو بده فوقش یکم هزیته ماه اخرت میره بالا ولی می.ارزه

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

ارزو جان من فردا ۳۶ پر میشه میرم تو ۳۷ هفته

فاطمه. :

خوش به حالتون من خیلی دوست داشتم طبیعی زایمان کنم مخصوصا دیدم تو 37 هفته 3 سانت باز بودم ولی خدانخواست

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

فاطمه تو اخرش نگفتی اهل کدوم شهری؟

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

وووی من از معاینه هم میترسم بدبختی

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

مریم کجاااا رفت

فاطمه. :

ببخش نگم راحت ترم.اینجا معلوم نیست اشنا پیدا میشه راحتی حرف زدن از دست میره

فاطمه. :

نسترن من اینقدر معاینه شدم خیالت راحت درد نداره فقط ترس از اینکه بزنن کیستو سوراخ کنن بده من فقط این ترسو داشتم

فاطمه. :

البته اگه ماما خوش اخلاق معاینت کنه من یه بار رفتم ماما عصبانی بود وای خدا که چقدر دردم گرفت

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

خخخخخ باشه هرطور راحتی عزیزم

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

بهرحال من میترسم چ درد داشته باشه چ نداشته باشه خخخخ

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

اخه چطووو میشه دست بره داخل درد داره وووی خخخخ

فاطمه. :

نترس بابا.انگشت میکنن تو از رابطه راحت تره

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

ارزو تو هم معاینه نرفتی اره؟

فاطمه. :

دست نمیره که انگشت میکنن فقط

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

یعنی نسترن 36هفته و6روزی ....یا 35هفته وشش روز

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

فقط انگشت؟؟؟پ اونایی ک میگن تا مچ میبرن داخل چیه

فاطمه. :

برا من که انگشت کرد حتی دکترمم با انگشت گفت باز شدی.دست کجا بره لابد تا مچ

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

ن عزیزم ۳۵ هفته و ۶ روزم فردا ۳۶ پر میشه وارد ۳۷ میشم

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

ن بعد سونو میرم پیش دکترم ببینم میکنه یان،خخخخخخخخخخخخ

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

خخخخ ارزو

فاطمه. :

اخه تو فکر کن دست چطوری میره اون تو پنج تا انگشتو یعنی ببندن ببرن تو باز کنن؟شاید وقتی خیلی دهانه رحمشون باز شده دیگه بچه داشته خارج.میشده دست میبرن بیارنش بیرون

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

بچه ها یچیزی بگم؟؟ البته ببخشیدااا

فاطمه. :

فاطمه. :

میبخشم

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

میگم دختر ک بودیم ک اصن اون محل معاینه خخخخخ مشخص نبود ازبس کوچیک بود بعد عروسی یکم مشخص شد ولی دوسه روز پیش رفتم برا اصلاح تو ایینه میدیدم خیلی مشخصصص تر شده خخخخ باز ترمیشه مگه؟؟؟

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

نگا این چجوری تن تن یه هفته می ره جلو..دختر تو باید الان پروفایلت همون 36باشه فردای 36هفته و6روز عوض کنی تویه هفته ازمن عقبی ولی نگا الکی پروفایل میزاره...اگه اونجوری توخساب کنی من الان باید بگم 37

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

ینی منطورم اینکه اواخر بارداری بازتر میشه؟اخه تت یکی دوماه پیش هم اینجور نبود... استیکر خجالت : (

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

اره خب ارزو من الان فردا ۳۶ تموم میشه چرا بزنم ۳۶.. وارد ۳۷ میشم دیگه خخخخخخ

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

ازدست تونسترن خخخخخخخخخ

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

خب من عجله دارم تازه نمیذارم ک ب صبح بکشه امشب ۱۲ شب ب بهد فورا میزنم ۳۷ خخخخ

فاطمه. :

اره دیگه خب باز میشه بچهوبیاد بیرون

فاطمه. :

دختر بودی رحمت اندازه رحم دختر بود نه الان که رحمت یه نی نی توشه

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

ارزو تو اینجوری نشدی؟برو تو آیینه ببین خب خخخخ

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

تو که یهفته ازمن عقبی الان تووقتی میزاری 37من باید بشم 38؟؟؟؟؟؟

فاطمه. :

بعد زایمان فوری میشه همون اندازه قبل بارداری

فاطمه. :

منم شدم

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

رحمم ک منطورم نیست منطورم همون نقطع پایینه خخخخخخ

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

چرا نشدم برامن انگار بمب ترکیده توش.خخخخخخخخخخخ.. ورمم کرده

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

همون ورودیه رحمه.خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

فاطمه. :

منم مثل نسترن هفته میشمردم.تا میرفتم تو 37 میگفتم 37وهفتم

فاطمه. :

خب اون نقطه پایین طبق اندازه رحم تغییر میکنه

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

برا من از بالا ورم کرده اما از پاین ن... گفتم یهو میرم برا معاینه دکتر میبینه ب شوهرم بدبین میشه واسه همین خاستم درمیون بذارم خخخخخخخ خب اینجوری نبود اولش

فاطمه. :

اونکه جدا از رحم نیست

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

فاطمه جان من متوجه نشدم تو طبیعی شدی یاسزاریت

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

عه واقعا؟نمیدونستم..

مریم😊 مامان محمدیوسف😍😍😍 :

سزارین شدی درسته؟

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

خب اره ارزو تو الان ۳۶ تموم شه وارد ۳۷ شی چرا الکی میزنی ۳۶ دیگه.. ۳۶ دیگه تموم شد

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

سزارین شد فاطمه

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

فاطمهههههههه

مریم😊 مامان محمدیوسف😍😍😍 :

بچش به پا بود

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

مریم تو هی کجا میری و میای خخخخ

فاطمه. :

من باز بود رحمم تو 37 هفته 3 سانت ولی سزش بالا بود اب دورشم کم بود همون 37 تموم شد سز اورژانسی شدم

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

پس من دیگه نمیرم برا معاینه لگن همینو هی نگا میکنم ببینم چقد میشه خخخخخ

مریم😊 مامان محمدیوسف😍😍😍 :

خخخخخخ رفتم جارو زدم

الان۱۷روزه شوهرم سرکاره خونه بابامم

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

دلم واسه خانومم گفتن های یک نفر تنگ شده

خانومم موهاتو بکن تو

خانومم مانتوت تنگه

خانومم شلوارت کوتاهه

خانومم موهاتو بالا بستی

خانومم لاک نزن

خانومم شیطونی نکن

هههههی یادش بخیر

ناظم مدرسه مون خیلی هوامو داشت

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

ای وای نسترنننننننننننن...نگا توروخدا اینو نخیر خانوم اونجوری نیس خودت الان زایمانتو حساب کن ببین جور در میاد اصلا با اون هفته ای که میگی

مریم😊 مامان محمدیوسف😍😍😍 :

نه بابا نسترن ربطی نداره ب هم

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

۱۷ روز شوهرت نیست واای چ زیاد خخخ

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

نمیدونم دیگه ارزو من دوسدارم زودتر تموم شه زود ب زود هفته هام عوض میکنم خخخخ

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

وگرنه میدونم تو چطو میگی

مریم😊 مامان محمدیوسف😍😍😍 :

آره زیاده خیلی

بابام مریض شد دیگ مجبورشدم بمونم

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

بچها من شکمم درد میکنه حالت تهوع هم دارم...ببخشید معذرت میخوام انگار پی پی دارم دردش اونجوریه

مریم😊 مامان محمدیوسف😍😍😍 :

نسترن حتما معاینه برو

شاید اصن لگنت تنگ باشه

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

ای کلاهبردار باشه تو باپروفایلات خوش باش عزیزم خخخخخخخهههخخ

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

من روز شماری میکنم معاینه بشم بعد نزدیکی کنم نی نیم بیاد

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

ارزو هصن زور نزن الکی ک بخای زودتر دنیاش بیاری رو همون وقت خودش میاد خخخخخ

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

میرم حتما پیش متخصص هم میرم

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

نت یهو چش شدد. روز بارونی یکم تق و پوق میکنه

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

این هفته دیگه تصمیم گرفتیم قطعا اسنشو انتخاب کنیم خخخخخخ

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

رفتین همه باااا هم : /

فاطمه. :

اره معاینه را برو

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

بچه ههااا میزارن گوشی ببریم تو زایشگاه؟میخام از اونجا گزارش لحطه ب لحطه بدم براتون خخخخخخخخ

فاطمه. :

بچم بیدارشد

فاطمه. :

اره میزارت

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

برو ب بچت برس عزیزن

فاطمه. :

فقط وقت زایمانت گوشی نداری بعدش همراته ولی مطمین باش اینقدر تو فکر نی نی هستی نمیاد سر گوشی

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

میخام بیام اینجا لاقل هی یکم بچه ها بهم امید بدن خخخخ

الهام مامانه دخترو پسرش?? :

سلام نسترن

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

سلاااام عزیزم چطوری خوبی

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

علیرصا چطوووره

فاطمه. :

امیدت میشه نی نی من که تا چند وقت بعدش نیومدم

فاطمه. :

ولی قبل اینکه بیارنش شاید وقت کنی بیای اونم اگه ملاقات کنندگان محترم بزارن

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

وااای قربونش برم چقد دوسدارم زودتر ببینمشششششش اوووف

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

فاطمه. :

آراز منم گوشیم نقطه داره ...

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

من مامانم میگه واای شب تا صب تو فکرتم نمیدونم میتونی بچه بیاری یا ن خخخخ اصن رید ب روحیه ام

فاطمه. :

میای یه نقطه میزاری میری

فاطمه. :

خخخخ ایول مامانت

فاطمه. :

با این روحیه دادن

فاطمه. :

تو بیار بگو دیدی تونستم

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

خخخخ ارزو میخاد پیاما براش بیاد

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

اینقد گفته ک من خودمم دیگه ب خودم شک دارم خخخ

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

نتم پریده بود...میبینی من این اگه 37نیوردم

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

سزارین اینجاش خوبه ک بعدش ادم گشاد گشاد راه نمیره ووووی چقد زشته رومون نمیشه راه بریم بعدش

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

فاطمه اینجوری میزارم پیاما بالا بیاد

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

الهام زشتووووو کجا رفتی

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

فاطمه تو فردای 36هفته و6روز که شدی 37سزارین شدی؟؟؟؟؟

الهام مامانه دخترو پسرش?? :

خخخ ببخشید خودم اتاق زدم هاهاهاه

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

سزارین ولی نسترن میگن دردش بده بعدا

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

میگم اینکه الان پااهامم انگار چاقتر شده بعد بارداری درست میشه؟اخه ورم نیست

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

پریشب رفتم خونه دایی شوهرم وقتی رفتم دمپاییام اندازه بود خیلی ک نشستم بعدش ک بلندشدیم بیایم دمپایییا پام نمیرفت خخخخخ

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

برو الهام دوووزو خخخ

فاطمه. :

نسترن من بعد بارداریم زایمان کردم ده روز اول خب شکمم ورم داشت بعدش بیست روز که شد رفتم تو اینه همون بودم که قبلا بودم الان لاغرترم شدم از بس بیداری و استرس و....داری کم میشی نگران نباش

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

فاطمه. :

اره 37 پر شد بعد سز شدم

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

مال منم تپل شدن..خودشم گرم میشن

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

اره میترسم کم نشه یهو خخخخ

فاطمه. :

شکمم یکم مونده امیدوارم اینم بره گن بستم انشالله زودتر جمع شه

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

برا خودمونم مگه میخاد ۰یزی بخریم؟من فقط دوسه تا شورت گرفتم خخخخ

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

آهان پس پیاده روی کنم دیگه ازامروز

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

جمع میشه بابا

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

ارزو اینقد هول نکن عجله کنی بچه نمیاادا بهت گفته باشم

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

یه بلوز خوشگل شال خوشگل سوتین بعدشورت نوبخر تو بیمارستان بپوشی انشالله

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

منکه پیاده روی یه شب درمیون تقریبا نیرم

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

هوووو اینقد لباسام زیاده جاشون نیست .از همینا میبرم بعد زایمان میرم لباس میخرم ک اندامم برگشت

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

سوتین هم تو ۸ ماه بودم دوتا سایز ۸۰ گرفتم نمیدونم اندازم میشه یا ن قبلا ۷۰ بودم این مدت همش نیم تنه میپدشیدم

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

من خودم واماده کنم پیاده روی کنم لگنم آماده باشه هرموقع هم اومداومد

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

من خودم واماده کنم پیاده روی کنم لگنم آماده باشه هرموقع هم اومداومد

پرستو پرررر :

سلام نسترن خوبی میگم چند روز خبر ندارم از هواپیما چی شد به برف دوباره رفتن برا اجساد.فقط میدونم برا پسر آقواممون مراسم گرفتن ولی پیدا نشده بود

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

عیب نداره بابا بگیر بعد زایمان هم انشأالله میگیری.

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

من شوورم زنگ زده بود رفتم

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

من دوتا ساک یه مشنبا بزرگ دارم میبرم خخخخخخخخ..

فاطمه. :

بعد زایمان تا چهل روز خرید نمیتونی بریا

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

سلام پرستو.خوبی اجی؟خیلی برف بود دیگه جستجو رو متوقف کردن فهلا

فاطمه. :

بیمارستان زیاد نیازتون نمیشه ولی بعدش میرید خونتون میان دیدنتون خیلی لباس میخواید چون شیرتونم انشالله بیاد و زیاد باشه بریزه هی لباساتون شیری میشه باید عوض کنید بو عرق و شیر قاطی نشه بچه حالش بد شه نخوره خخخح

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

کدوم بیمارستان میری نسترن

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

اشکال نداره تا یکی دوماه نمیرم ک خوب وزنم برگرده بعدش میرم مانتو و اینا میخرم

پرستو پرررر :

ممنون عزیزم به خوبیت

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

لباس بارداری زیاد دارم لباس خونگی هم همینطور بعد زایمان اگ برم فقط لباس بیرونی میخرم

پرستو پرررر :

دیگه از این به بعد همش برا بچه ات میخری لباس بچه هم گرونه

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

فاطمه مگه شیرمیریزه بیرون .ای وای توحاملگی به حدکافی ازخودمون دراومده بودیم بعدزایمان بد ترم میشع

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

من بیمارستان دولتی میرم بهبهان.. میرم یه شهر دیگه..فقط زایشگاه هست بیمارستان ن

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

کدوم شهر بودی ببیخشید یادم رفت؟؟؟؟؟؟

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

اره لباس بچه ها خیلی گرونه من رفتم یه مانتو شیک خریدم بخدا اینقد قشنگ بود ۴۸ تمن شد اینقد ارزون اونوخ یه مانتو بچگانه بود باورتون میشه ۴۰ سانت نبود طولش قیمتش ۸۵ بود خخخخ

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

من یاسوج اگ بلد باشی

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

راستی نسترن دکتر من بهم گفته بود از34به اون ور روزی یک استکان آب هویج بخور بچه زردی نگیره ولی من تازه شروع کردم

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

منطقع هواپیمایی همون؟؟؟؟؟؟

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

واقعاااا؟من هویج خودشو میخورم از این ب بعد.اخه میخاد دوکیلو بخری تا یه لیوان اب داشته باشه خخخخ

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

اره هوامیما تو سمیرم اصفهان و نزدیک ب یاسوج تو کوه دنا سقوط کرد

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

عیب نداره تازه به تازه بخور

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

۶۶ تا دکتر و مهندس وااای همه فوت شدن

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

بیمارستاتی ک من میخام برم...

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

من زدم توگوگل دیدم چقد آب هویج برا زردی خوب بوده نمیدونستیم

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

چرا فوت شدن اونا

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

ب اسم خانم دکتر فریده بهبهانی هست.خودش دکتر بود رو زایمان فوت شد باباش این بیمارستان رو ب اسمش زد فقط هم زایشگاست

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

تو هواپیما بودن دیگه

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

بچه جمع میشه یطرف شکمم.یطرفش بلنده یطرف کوتاه خخخخ قربونش بره مامانش

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

راستی نسترن فاطمه امروز صب بالای نافم گرد گرد بود انگارسر پسرم بود ..بعد الان ازصب لگداشو بالای مثانه هس یعنی ممکنه انشأالله بچرخه سزارین بشم

فاطمه. :

خب شاید گردیه شکمش بوده

فاطمه. :

یا پشتش خخخ

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

آره منم اونجوری میکنه

فاطمه. :

آراز اره شیر میریزه تازه وقتی شیرنمیدی میریزه وقتی شیرمیدی از یکی از اون یکی میریزه خخخخ انشالله شیرت سرازیر شه بچت سیر شه من شیرم کم بود بچم شیر نمیشد خیلی عذاب اور بود کلی شیرافزا خوردم

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

فاطمه اخه سفت بود بعد ازصبه لگدش پایینه..

فاطمه. :

بچه هاتون چی ان پسرن یا دختر

فاطمه. :

سفت باشه منم همش یه گردی دور نافم بود فکر میکردم سرشه رفتم دکتر فهمیدم پشتشه خخخ

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

آخی عزیزم....الان خوب شده شیرت

فاطمه. :

ولی گردی سرشم درست تشخیص دادم کنار بود از وقتی مدل خوابیدنشو سونو گفت دیگه خودم فهمیدم سرش کجاست

فاطمه. :

ای بدک نیست وقتی غصه باشه شیر کم میشه خود به خود ولی خداروشکر

فاطمه. :

نسترن ...........

فاطمه. :

از نقطه بدم میاد

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

پسره دیگه ...اسمشم آراز

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

من داشتم همزمان بادمجون سرخ م پیامم میدادم اللن تموم شد

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

برا منم پسر

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

جانم اجی

فاطمه. :

راستی تا میتونید سرخ کردنی و چیزای نفاخ بخورید

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

انشالله مشکلت هرچیه حل میشه شیر تم خوب میشه

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

خب پیاما برام نمیاد تا نقطع بذارم از این ب بعد خنده میزارم خخخ

فاطمه. :

چون اگه نخورید بعد زایمان تا سه چهارماه سرخ کردنی نمیشه خورد چیز نفاخم هر چی نخوری بهتره.البته اگه.خونتون اپارتمانه و اشپزخونه اپن

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

چرا فاطمه نفاخ ک‌میگن خوب ن..حالا من ک میخورم ولی میگن خوب ن خخخخ

فاطمه. :

سرخ کردنی بینی بچه را کیپ میکنه تو شیرخوردن اذیت میکنه.من خونم.اپارتمانه سرخ کنم تا شب بو میاد نمیتونم سرخ شده درست کنم

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

اره بعد زایمان من چیزای نفاخ نمیخورم ولی تا ۴۰.۵۰ روزی اگ بتونم خودمو نگه دارم

فاطمه. :

بخور بابا بعد شیر میدی بدتر خوب نیست من الان حسرت فلافلم ولی خب به خاطر بجم نمیخورم

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

چرا فاطمه

فاطمه. :

اره منم تا 30 روز نخوردم خخخ

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

ما اپن هست اما اپارتمان نیست

فاطمه. :

ولی نخود و چیزای خیلی نفخ دارو دیگه اصلا نمیخورم

فاطمه. :

خوبه راه درو داشته باشه بچه را میزاری اتاق درا میبندی میری سرخ میکنی بو رفت درا باز میکنی میاریش بیرون

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

میگم بچه دنیا ییاد خودمون تو گوشش اذان و اقامه بگیم؟همون تو زایشگاه

فاطمه. :

چی چرا آراز

فاطمه. :

من دکترم گفت بعدم باباش گفت بعدم بردم یه حاج اقا شهرمون گفت براش.رسم.بود پدربزرگ پدریشم بگه که مریض بود اونموقع نتونست دیگه بعدشم بی خیالش شدیم خخخ

فاطمه. :

ولی روز اول حتماحتما خودت یا پدرش بگین بعد اگه خواستی ببر یه حاج اقا معمم بگه.چون اول تولد باید اذان اثامه درگوش بچه گفته بشه تا بچه مسلمون بشه

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

فاطمه. :

من برم بچه ها تونستم باز میام سر زایماناتون برا سلامتی بچم دعا کنید

فاطمه. :

شکلک ناراحت گذاشتی خنده بزار

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

نافن اصن معلوم نی چطو شده ن بیرونه ن داخله مشخص ن چطوره خخخخ

فاطمه. :

خداحافظتون من رفتم راحت نقطه ها را بزارید دیگه

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

خداحفطش کنه فاطمه فرشتتو

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

اره برعکس شد خخخخ

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

حتما فاطمه جان... انشالله که بهترین روزا رو پیشرو داشته باشی

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

خخخ هرزو نقطه بذار

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

چقد هوا دلگیرا

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

هوا ما بارونیه

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

منم پنجره رو باز گذاشتم دارم حال میکنم با سرما خخخ باور کن گوشام درد میکنه داره عفونت میگیره اما بدنم اتیش میگیره

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

اینجا هم بارون میاد..کاسبیه شوهرمو بد کرد دیگه

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

ساعت چند میاد شوهرت ارزو

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

عیب نداره امسال ک میخاست خشک سالی شه نون هم گیرمون نیاد خداروشک بارون زده همچی خوبه دیگه این دوسه روز هم تحمل کنید

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

پنجره ماهم بازه ولی فکرم پیش شوهرمه بازار خلوت شده

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

خدا کریمه ناراحت نباش

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

شوهر من روزای عادی 7ونیم اینا میاد ولی ماه عید 12.1.2

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

مردم ما بیشتر اینجا کشاورزی دارن بخدا زمینارو ک میدیدم اینقد خشک و مردم ناانید بودن خیلی ناراحت بودم اما ابان خداروشکر انگار بهاره ازبس سرسبز شده همه جا ادم بیرونو نگا کنه دلش باز میشه

مریم😊 مامان محمدیوسف😍😍😍 :

شما هنوز هستید

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

آره الحمدالله خوبه بارون...چون ما چک اینا زیادداریم اینماه باید خوب باشه که پاس شن همشون

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

بله مریم

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

شوهر منکه زنگ زده امروز دیر میاد فردا پسفردا بازرس دارن باید کاراشو انجام بده بخدا وقتی میبینم اینقد خسته است خودمم دلم میسوزه. خیلی کار میکنه : (

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

خوشبحالت جای سرسبزی هستی نسترن ماهم تواین کثیفیو دود

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

مریم تو رفتی و ما هنوز هستیم خخخخ

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

اره من در حیاطو باز میکنم روبروی کوچمون دیگه همش زمین کشاورزیه و مزرعه اینقد سرسبزه ک نگو

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

اره منم ناراحت میشم خدا بهشون تن سلامت بده چی میشه کرد خوب

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

به به جیگرم حال میاد اینجور جاها مخصوصا اگه خونه حیاط دار باشه،

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

من خونه بابام ک خونه باغه.. کشاورزی میکنه سبزی میکاره خودش.. خونشون هزارمتره. یه اتاق بزرگ زده جدا از خونه مرع و خروس و اردک پرورش میده برا تخمشون و گوشتشون همه جای حیاط هم سرسبز مث خونه شمالیا رو تپه هم هست

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

ممنون عزیزم سلامت باشی همچنین شوور شما رو : )

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

انشالله بعد عید خونمونو می‌زاریم بنگاه بفروشیم حیاط داریخریم یا لااقل تراس خیلی بزرگ باشه

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

خونتون چندمتره آرزو

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

انشالله

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

من هنوز نماز نخوندم : /

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

عالیه من عاشق اینجور جاها هستم الان من یسال خونه بابام نرفتم دلم داره میترکه انشاالله بعد زایمانم یه دل سیرمیرم

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

80متره دوخوابه...

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

منم نخوندم

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

خوبه برا دونفر تت بچتون سه چارساله شه هم خوبه

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

ما خونه خواهرشوهرم مستاجریم بزرگه.. چهارتا فرش دوازده متری فقط هال و پدیراییه یه انباری و حموم هم داخله وتا حواب دوازده متر و یه اشمزخونه ۱۲ متری

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

کدوم قسمت تهرانید ارزو؟

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

مثلا الان قیمت همین خونتون چقد میشه؟

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

آره بزرگه یکیش اتاق خودمونه یکیش بچه ..ولی من اینجا رو خیلی تزئین کردیم دلم نمیاد بفروشم. ..

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

ما خانی ابادیم

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

متری 2500

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

ولی قیمتا رفته بالا تو ابن منطقه چون نزدیک بازار

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

عخی اشکال نداره خب

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

اهاا بسلامتی انشالله یه جای بزرگتر گیرتون بیاد

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

ارزو من برم نماز و نهار بعدش اگ شد میام دوباره

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

انشالله شما هم میخرین به قدم پسرتون...انشالله

آراز نفس مامانشه 39?هفته?? :

آره منم رفتم التماس دعا

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

فعلا خدافظ اجی

☆مُبین عشقِ مامان نسترن☆ :

ممنونم عزیزم انشالله

 پاسخ دادن