اتاق های گفتگو

سؤالات خود را با کاربران در میان بگذارید.

تله طب : اپلیکیشن ما رو دانلود کن و همه ی سوالاتتو راحت بپرس! دانلود تله طب!

:

سلام نازی خانوووم بیااینجا

یاشار :

اره داریم نظارت جوش بهش میگن QC

یاشار :

راستی یه سوال نازی

یاشار :

ن بابا دیگه فک نکنم باباش دیگه اجازه بده گوشی دستش بگیره

یاشار :

نازی من بدم ازخدافظی میاد هروقت میخوای بری بگوفعلا تابعد

ملکه :

جوشکاری دیگ مهندسی نمیخاد من خودم شخصا بلدم ??البته شوخی میکنم ب دل نگیری

ملکه :

منم چند روزه میخام بپاکم تله رو ????

ملکه :

سوالتون بپرس ک برم؟?

یاشار :

تو نمیری

یاشار :

من میدونم

یاشار :

یاشار :

نازی بخدابکشتت ک هروقت من میام تونیستی

یاشار :

خخخخ بخدا?????

یاشار :

خدابکشتت

ملکه :

عجب.....

یاشار :

اصلا برو منم دیگه میزم

یاشار :

باااای همگی دوستان

ملکه :

ملکه :

نمیدونستم نباید راجب مهرسا. حرف بزنم.?

یاشار :

یعنی حتما من باید بهت میگفتم وقتی اتاقارومیپاکیدم خودت واقعا نفهمیدی

یاشار :

ما چت معمولی میکردیم ن چیز دیگه ک خودت و اسناهزارفکربد پیش خودتون کردین واینکه گوشیش پدرش ازش گرفته بود وچکش میکرد پیامارو پاک نکرد پدرش هم فهمید گوشیو فک کنم براهمیشه ازش گرفت ک دیگه باکسی رابطه نداشته باشه

şadi :

اونی که فکر بد میکنه تویی

چت تو عادیه ولی برا من انحراف داره؟?

یاشار :

چ انحرافی داره میشه بگی ماهم متوجه شیم

ملکه :

یاشار :

کوفت نیشتوببند

یاشار :

ملکه :

والا یاشار من راجب تو و مهرسا و رابطتون چیزی نگفتم فقط گفتم پدرش گوشیش ازش گرفته.... حالا بهرحال راز نگهدار خوبی نبودم شرمنده.خدافظ☺

یاشار :

تاحالا دیدی من بااسنابحث کنم غیرازهمین یه بار

ملکه :

نوچ توهمیشه از پشت اسنا درمیومدی....چرا باهاش لج افتادی حالا

ملکه :

اسناااا کوجایی

ملکه :

کوفت بخوره ب دل دوس دخترات? والا.?

یاشار :

من دوس نداشتم غیرازتوکسی بدونه ولی رفتی گفتی یاشارگفته ک پدرمهرساگوشیش گرفته و......هربلاب نسبت، خری هم باشه میفهمه ماباهم بودیم

یاشار :

آمین ????

یاشار :

خودش رو لج افتاده وگرن من ک کاریش نداشتم من تاکسی بهم نپره کاریش ندارم

ملکه :

فدا سرت ک فهمیدن چیزی نشده حالا? دیگ ب من چیزی نگین.این خبر من نمیدادم ب اسنا یکی دیگ میداد دیوار موش داره موشم گوش داره

ملکه :

ولی شمام بی ادب تشیف داری اون فهشا چی بود تواتاقا تازه خوندم??

یاشار :

اول اون شروع کرد ک منم دهنم بازشد

یاشار :

ن خب بااون دختره بازی شده اون موقع هم کسی توبرنامه نبود ک بخوان ب هم خبربدن خب بیخیال گذشت دیگه برادفعه بعد

ملکه :

اره بیخیال.من کاری ب کار کسی ندارم خب دیگ خوش باشی.?? خدافظتون.

یاشار :

الان خبرمرگش اینجابودکجارفتش حتما داره پیامامونومیخونه ببینه چی میگیم

یاشار :

زهرمارتوهم تایه چیزی میشه خدافظ خدافظ راه میندازی

یاشار :

گلهاتم براخودت??

ملکه :

??? روانی.میرم ک جلو چشم نباشم

یاشار :

نترس جلو چشم نیسی تو خیالت بابت این راحت باشه

ملکه :

??بنداز سطل اشغال.گووود بای.

یاشار :

نمیخوام من فقط از رزآبی خوشم میاد اگه داری بده اگه ن ک نمیخوام باخودت ببرشون??

şadi :

میگم اون تویی که حرف درمیاری برا چتا و...بعد میگی اسنا بد فکر میکنه من اصلا فکری در این مورد نکردم...ماشالا تو چن بار اینجا رل زدی نه من..نگران من نباش?

یاشار :

باکی رل زدم

şadi :

یاشار :

من واسه کی حرف دراوردم یکیشوبگو

یاشار :

ن ب مرگ مادرت باید بگی ببینم اون کیه ک من باش رل زدم واینکه درموردکی حرف دراوردم باآبروش بازی کردم

یاشار :

بگوووو زودمنتظرتم

şadi :

من چه کاری برا مردم کردم که ناشایست باشه؟

şadi :

حرف در اوردن و که من نگفتم تو به من نسبت دادی?

şadi :

زهرا خانوم و میخواستی و الانم مهرسا?

یاشار :

من نمیدونم ولی اینکه الکی درمورد بابدی حرف درمیاری من خیییلی بهم برمیخوره

ملکه :

چی گیرتون میاد که همدیگه رو تخریب کنین اخه.... ?

ملکه :

اسناا سلامم

şadi :

سلاام ببخشین سرم گرمه برا همون دیر میام همش?

یاشار :

اولا اون زهرا مهدی بود بعد خودشم پیشنهاددادمن چندبار ردکردم بعد گفتم گناه داره فقط دوس داشتم کمکش کنم باهاش حرف بزنم وبتونم یه باری ازمشکلاتش روحل کنم ولی بعدفهمیدم مهدی بود

şadi :

بابدی چیه

یاشار :

بامهرسا هم چیزی بینمون نبود فقط چت عادی میکردیم همین

şadi :

حالا هر کی ک بود...منم ایرادی نگرفته بودم و کاریم نداشتم تو به من و علی اقا ایراد گرفتی و ف ح ا شی کردی?

یاشار :

اون میخواس باآبروت بازی کنه چرا نمیفهمی

şadi :

اینجا ابرو معنا نداره...بعدشم تو داری ابروم و میبری فعلااا...?و اینکه من حواسم جمعه

یاشار :

خودتم خوب میدونی اسنا من همیشه پشتت بودم تاحالابی احترامی بهت نکردم فقط دوبار که ی بارافتادی بامهدی اینا یه بارم بااین علی

یاشار :

ک اونم تقصیر خودت بود

یاشار :

اینجاآبرومعنانداره!!!!!!

یاشار :

حالاهم هرچی بوده میخوام همینجاتمومش کنیم باشه اسنا

şadi :

اقای محترم شما من و نمیشناسی که داری نظر میدیاااا?☹میبافی میگی ناراحت میشی ولی من نقشی ندارم اصلا...

یاشار :

ب هرحال من نمیخوام این لجبازی ادامه پیداکنه

şadi :

هر قضیه ای که داری میگی عمد نبوده و خودمم اذیت شدم...?

یاشار :

şadi :

من با کسی لج نیستم

یاشار :

خب پس تموم دیگه آشتی آشتی

یاشار :

من برم موهاموکوتاه کنم فعلا?

ملکه :

ملکه :

قارچی بزن یاشار?

şadi :

تا حالا دیدی به هویت و نژاد کسی توهین کنم؟یا فحا شی کنم؟خودتم خوب میدیدی که هر کاری میکردن ف ح ش میدادن ی جواب درست حسابی نمیدادم

تو مرز و رد میکنی خیلی...به تورک توهین کردی...بیخیال چیزی کم نمیکنه از ما...منم میبخشمت و ...تمام

ولی ..

ملکه :

اسناا جون حالت چطوره؟ بیخیال دنیا ارزش این حرص خوردنارو نداره فدات شم

şadi :

فدات گلم...مرسی اممم میگذره دیگ داریم میسازیمش امیدوار کننده بود امروزم...تو چطوری؟?

ن خوب حرص نمیخورم اما دیدن ی سری بی انصافیا جعل حقیقتا اصلا خوب نیس...میگه بابات نیس ببینه دخترش چه میکنه?

ملکه :

من اره خوبم اینقد خندیدم امروز ک پاچیدم?? ی کانال ت ل رفتم خیلی جالبه و طنز.

ملکه :

چه کردی مگه همه تومیشناسن منم قبولت دارم بعدشم اون راجب علی میگ من درجریان نیستم....حالا جدی بخشیدیش؟

şadi :

عه پس خدا روشکر...همیشه بخندی??

اهنگ و گوش دادی؟

هیچی والا دو سه بار چت کردم باهاش در حد دو دقیقه و تبریک عید و اینا??

اره ولی کارش ندارم?

ملکه :

قربونت...اره گوش دادم نصفشو میگم افغانی هست مژگان عظیمی یا ن؟

şadi :

مرسی...اره ولی میگن بزرگ شده ی ایران و ساکن المانه

ملکه :

مهدی بهم میگ با یاشار و مهرداد جوری هنوز??? من ب دل نمیگیرم توام اینجور باش بیخی.

ملکه :

هرجایی هست متن اهنگش خیلی قشنگه خوشم اومد.مرسی

ملکه :

اسنا یک سوال من الان میتونم برا بهورزی یا بهیاری اقدام کنم؟?

şadi :

اره هوب مهدی میگه و دس برمیداره ولی این به طفلک علی اقام ف حش داد همین طوری‌...باش گلم مرسی

متنش میگن یا برا فروغه یا داداشش فریدون یا ی کس دیگه ...اره عاااالیه

şadi :

بهیاری دوره داره و تو بیمارستان استخدام میشی...یعنی دو جور دوره یکی بدون اگهی بری دوره ببینی که فرجی بشه اما خوب نیاز دارن احتمال اینکه ببکار بمونی کمه یکیم هس خودشون اگهی دوره میزنن و زیاد نیس به نظرم ادم باید خودش بره دنبال چیزی

بهورزم که برا شهر مدرک بالا و بهداشت میخواد یا پارتی یا برا روستا ها دوره دارن و باید بومی روستا باشی و اینکه دوره نداره که خودت بخوای بری خودشون میزنن

ملکه :

نع کوجا دس برمیداره هرکس برا خودش عالمی داره یاشار میگ اول علی ف ه ش داده بعد منم دهنم باز کردم....حالا دیگ نمیدونم کی راسته کی دروغ فقط اینو میگم یکم جون نازی بیخیال باش میبینی ک کاری باهات نداره بعد.?

ملکه :

خخخ مرسی از توضیحاتت امروز پیش یک بنده خداایی بودم میگفت حیف تو بیکار باشی توخونه.... من حتما دنبالش میرم پس.

şadi :

ن ن علی نداد...هرگزززز

باش بیخیالل

şadi :

فدات بشم من خواهش میکنم بهورزی رو خیلییییی دوس دارم اخه مامانم بهورز بود خیلی کار شیرینیه?راس میگه کار کردن بیرون از خونه برا ی خانوم فوق العادس?

şadi :

ی خرده هزیتش بالاس انگار دوره ها??راستی دوره ی نسخهدپیچیم هستا..اگه دوس داشتی

معمولا دوره های جهاد دانشگاهی معتبره

ملکه :

یکی از دوستام تو شرکت لیزر استخدام شد ینی دوس پسرش پارتیش شد برد سرکار?? مردم شانس دارن والا

şadi :

şadi :

چیکار میکنه تو شرکت

ملکه :

اره گفته بودی مادرت بهورز.... باید راجب اینا تحقیق کنم ک فرقشون بدونم بعد برم دنبالش.

şadi :

اپراتور لیزر اینام شنیدم تو کلینیکای پوست میخوان اینا همشون با دوره هستن و شغلای جالبین?

ملکه :

وارد جزییات نشدم ک چیکار میکنه فقط میدونم تواین شرکت کار میکنه.میپرسم ازش ک چیکار میکنه شاید کار ب درد بخوری نباشه

şadi :

بهورز تو مرکز بهداشته و خلوت تره خیلی

خودت ارباب خودتی کسی دستور نمیده راحت تری و...محیطشم ارومتره

şadi :

اها ...شایدم خوب نیس

کل دنیا شغلا اررش دارن و کسی خجالت نمیکشه ولی اینجا...منم سعی میکنم برا پیشرفتم کار کنم و عار نبینم فقط به محیط و جو مردونش باس دقت کرد تو ایران...?

ملکه :

اهااا من کار توبیمارستان دوس دارم....??? سامیه اضافه هست الان میای ببریش پیش خودت من برم سرکار?

ملکه :

ی دوس پسر

ملکه :

اشتب شد?

şadi :

خخخخ حتما رو سرم جا داره والا...با کمال میل نگهش میدارم??

اره دوره های بهیاری راحت تره شرکت کنی...ولی بهورزی باید شدوط داشکه باشی بری دورش

من نسخه پیچی دوس دارم

şadi :

şadi :

وااای?شروط داشته...

ملکه :

توایران راه هم ک میری باید مواظب باشی?? همه چیز ایننجا عجیبه اره منوتوباید کار کنیم دستمون توجیب خودمون باشه ب امید اون روزی ?

şadi :

بله متاسفانه...اخرشم میگن امنیت داریم??

ایشالا...تنها راه رسیدن به اهدافم کار کردنه پوله ?

şadi :

آبجیم میگه دعا کن شوهرت پولدار باشه...وگرنه سر ی سال میمیری?

ملکه :

اره اونجوری ک تعریف میکنی انگاری بهیاری بهتره من بازم سوال میکنم از دوستام و مشاورشون..... منم دوس دارم دستم ب دهنم برسه اطرافیان از لحاظ مالی ساپورت کنم ???

şadi :

منم میگم نه جور میشه پول..امید کاذب دارم?

شخصیت داشته باششههههههه

şadi :

ایشالا که موفق بشی عزیزم...خیلی خوشحال میشم?

şadi :

راستی نازی ی کلمه کوردی یادم بده خو؟??

ملکه :

اول اخلاق بعد پول.... چه فایده پولدار باشه اما بد اخلاق سر ی سال جدا میشین.... مرد باید زنشو دررک کنه و فههم و شع وور داشته باشه ک مردای ایرانی ندارن???

şadi :

نازی میتونی و میخواب تو خونه کار تایپ و ویراستاری و اینا انجام بدی؟اینام بد نیستنا

من کار تو حیطه کتاب و چاپ و نشریه و مجلات خیلییییی دوس دارم

ملکه :

چه کلمه ای عزیزم میخای بگوم

şadi :

خخخخ ایول ندارن?اینجوری بار اومدن

خدایی اگه این وضع پسرا برا همشون باشه من اصلا ازدواج نخواهم کرد...اون روز داداشم اومده میگه تو ام مث اون خواننده فمنیستیاااا???

ملکه :

ن اینا رو دوس ندارم فقط بیمارستان?? اصلا بیمارستان بوی خوبی داره بوی مریض تصادف خون امپول من کیف میکنم??

şadi :

خودت ی کلمه بگو که یادگار ی کورد باشه و همیشه یادم بمونه?

şadi :

چه روحیه ی قشنگی?

ملکه :

از خاطره ته پر اخازم گجگ.??? معنیش گرفتی؟

ملکه :

اره مادرم میگ تو یک تختت کمه?

şadi :

خدا روشکر داداشم پسریه که فرق داره و خیلی درک و ف همش بالاست...خوش به حال زنش??

şadi :

نه خوب??چی میشه دقیقا؟

ملکه :

خخخ شاید اونم مث تو ک شوهر نمیکنی زن نگیره? ولی اره خوشبحال زنش

ملکه :

من خاطرتو خیلی میخااام دختر.... این میشه معنیش.

şadi :

ن خوب ک...منم کمک کردم دوس دارم ولی ی خرده که نه تقریبا زیاد گریم میاد

şadi :

عه مرسی عزیزم قربانت...ولی تلفظش و نمیدونم?

ملکه :

ن من کتک هم بخورم گریه نمیکنم ادم قوی هستم.?

ملکه :

تلفظش چطور بفرستم.... حالا بعدا ک برنامه دیگ رفتیم ویس صدام میفرسم برات ?

şadi :

ن خوب نمیگه که نمیگیره اما اونم واقعا حقش دختریه مث خودش...ایشالا که پیش بیاد براش

ملکه :

اره انشاا هیچکس تنها نمونه تواین کره خاکی حتی اسنای گل ما??

şadi :

منم نترسم و خودم و قوی نشون میدم و همه میگن چه دختریه...عمم میگفت مثل اسد خان بابابزرگتی پیش مردا قدم که برمیداری میترسن?

ولی دلم نیسوزه دیگ برا مریضا?

şadi :

باش بمونه برا بعد تلفظش...?

şadi :

خخخخ ایشالا...ولی تنهایی خیلی بهتره من دوسش دارم و زیاد تو جمع نمیتونم بمونم و حتما باید جبرانش کنم اون جمع با ی تنهایی و خلوتی...به به

ملکه :

اوووه چه قباحتی دلسوزی ک داره منظور بعضیا خون میبینن پس میفتن اینجوری نیستم بعد من از بخش سوختگی بیمارستان متنفرم.حالم بهم میخوره?

ملکه :

خخخ اسنا فک کن شب عروسیتون یهو مهمونارو بزاری بری ی گوشه بشینی تنهایی با خودت خلوت کنی??? مژگان عظیمی گوش بدی?? چقد باحال میشه

şadi :

خخخخ نظر اون بود ولی من نمیدونم...نه منم باخون و اینا پس نمیفتم و بهترم نسبت به خیلیا...اره راس میگی اونا ظاهرشون واقعا ی جوریه و...?

şadi :

خخخخخخخخ اره فکر خوبیه?

ملکه :

لابد اونطوری هستی ک گفته بهت..... اره من. از اتیش سوختگی فوبیا دارم اصلا جهنم نمیتونم تحمل کنم? چه.کنم

şadi :

احتمالا...به جهنم فکر نکن?

یاشار :

ملکه :

جهنم اینجایی هست ک زندگی میکنیم ن اونجایی ک قراره دراینده بریم...درسته?

ملکه :

سلام یاشار قارچی زدی؟ موهاتو?

یاشار :

اره درسته لایک نازی

یاشار :

ازته باتیغ زدم

şadi :

دقیقا نازی...

علیک?

یاشار :

الان یک ماهه روزای جمعه هرهفته تابرج 7باتیغ میزنم

ملکه :

میخای بری سربازی

یاشار :

سلام اسناخانوووم خودمون حالت چطوره خانووومی

یاشار :

خخخخ ن بابا8سال پیش رفتم سربازی

şadi :

مچکر خوبه همه چی...حرفام و خوندی دیگه بالا؟?

ملکه :

یاشار تویک ادم عجیبی....

şadi :

نازی رمان قرار نبود خوندی؟

ملکه :

خب عزیزان من برم یکم بخابم.

یاشار :

یکم ریزش مو پیداکردم وب هیچ دارویی اعتمادندارم همه شیمیایی هستن بخاطرهمین طبیعی اقدام میکنم کلا تابستوناهرسال میزنم خیلی خوبه براتقویت مو

ملکه :

ن من جنبه رمان ندارم زندگیم بهم میریزه??

یاشار :

ن نخوندم مگه چی گفتی اسناجووون

şadi :

یادم نیس...زحمت بده برو بالا

یاشار :

دیووونه الان چ وقت خوابه شب خوابت نمیبره

یاشار :

خخخ باشه?چشم

şadi :

خخخخخ چرا

من رمان خوندنی کل روز تووهمون حالتم و فقط میخونم ...

ملکه :

خخخ عسل نمیدونم کدوم کصخخل بود

ملکه :

من شبها تا 2 یا 3 همیشه بیدارم الان خابم گرفته?

şadi :

عه میری ؟پس منم برم دیگ...امروزم کتاب نخوندم?برم جبران کنم هییییی

بااای

şadi :

اره دیدمش نازی معلوم بود از قبلیاس?

ملکه :

ن من خیلی میرم تو بهر رمان و توفکرش دیگ گذاشتم کنار.

ملکه :

اره برو یکم ب روحت غذا بده انرژی بگیره... خب دیگ خدافظ دوتاتون.??

şadi :

اون که هیچ ...منم تو خواب مکالمات پسر و دختر میگفتم ی مدت و همش تو فکرش بودم?

şadi :

پاک کرد اتاقش و?

şadi :

چه کلمه ی خوبی اره برم حق با توئه...پس فعلا بوس ?

یاشار :

پس منم برم

ملکه :

اره پاک کرد.... بیخیالش. خدانگهدار??

ملکه :

اره توهم برو پسل خوب.... بای بای

یاشار :

خدافظ دوتایتون نازی واسناخانووووم

یاشار :

مواظب خودتون باشین??

ملکه :

یاشار :

یاشار :

راستی میدونستی اسم مهرسا فاطمه فیروز بود میگم چرااین همه تومجازی دروغ میگن

ملکه :

شمام احمد موسوی هستی??دروغ ک چه عرض کنم اسم مستعاره خب.

ملکه :

راسی سلام حال مهندس مملکتمون چطوره؟??

şadi :

خب چرا میای میگیش...دختر بودنش و که دروغ نگفته...منم بعدها فهمیدم اسمش مهرسا نیس ولی نپرسیدم...میدونی اخه گفتن اسمم خوب نیس تو مجازی?

یاشار :

زدی برنامه فهمیدی احمدم هاااا

یاشار :

راستی شمارموازکجاآوردی

şadi :

وا همه میدونن خوب سید احمد موسوی تویی?

یاشار :

خخخخ اینکه همه بچهای قدیم میدونن احمدموسویم

şadi :

خودت گفتی?

şadi :

نازی از ما قدیمی تره?

یاشار :

خب گفتم توبرنامه نمبربوک زده اسمم اومده بالا

یاشار :

ن بابا کی گفته قدیمیه پس چرا من یادم نیس

şadi :

فکر نکنم نصبش کرده باشه هااا

şadi :

تو هیچ کس یادت نیس??از بس با من و باران و مهدی سر و کله زدی?

یاشار :

من دوسال بیشتره این برنامه رو داشتم چندبارهمون اوایل ک میومدم میدیدم دخترزیادتوش هس ودرموردمسائل زنونه حرف میزنن نشد بیام گفتم شاید نشه زشته یه چیزی بهم میگن بخاطرهمین نیومدم تایه سال بعدش

یاشار :

خخخخ ن یه دختربلوچ هم بود ک پسرش مریض شد قراربودعملش کنه بعددیگه نیومد

یاشار :

میگم یه سوال

şadi :

من اتاقای قبل ک خوندم اسم نازی و علی اقا دیدممم?

یاشار :

اسنا چرا هرکی یه چیزی میگه درموردهرچیزی تو یه نسخه براش میپیچی هاااااا

şadi :

بلوچ نمیشناسم?

şadi :

şadi :

با خودت اشتباه نگرفتی?

یاشار :

خب چی میگفتن نازی باعلی

şadi :

دوتایی ن...میگم اسماشون برمیگشت به خیلی قبل ها

یاشار :

وات خودت ??

یاشار :

چطورمیری اتاقای خیلی وقت پیش رو درمیاری خو ب منم بگو

şadi :

چرا بیخیالم نمیشی تووو

یاشار :

خخخخخ مگه من چکارت کردم اسنا

şadi :

من ابان یا ادر اومدم تله بعد اون موقع ها اتاقای قبل بود میرفتم میخوندم...ی جام از اتاقای قبل با علی اقا حرفم شد و....بعد عذر خواست و اشنا شدیم

şadi :

همش میگی تو فلانی این طوری?تو من و میشناسی مگه

یاشار :

چرافک میکنی من چسبیدم بهت واحساسی نسبت ب تو دارم

şadi :

ن فکر نمیکنم

یاشار :

خو پس چرا همش میگی ک من بهت احساسی دارم ومیگی بیخیالم شو وازاین حرفا

یاشار :

یاشار :

چرا همش بامن لجبازی میکنی

şadi :

احساس نگفتم والا...

یعنی نمیدونی چرا؟خوب گیر میدی توهین میکنی

یاشار :

اسنا جووونم یه چیزی بگم

şadi :

اخه لج چی?ای خداااا

من اصلا باهات حرف نمیزدم ک

şadi :

یاشار :

اسناااااخانووووووم

şadi :

مقلا حرفی که تو اتاق امیر حسین زدی و...کلا ف حا شیات خیلی بدم میاد و...سعی میکنم باهات همکلام نشم

şadi :

بگو دیگ?

şadi :

یاشار :

خب ببخشید بخاطرهرآن چیزی ک بهتون بی احترامی یااذیتتون کردم

یاشار :

من نمیخوام شما ازمن دلخورویاناراحت باشی

şadi :

من زبانیم که باشه میگم بخشیدم...خوب الانم میگم ولی ی سری چیزا درست نمیشه دیگ...مثلا توهین به نژاد و

یاشار :

اسنا من الان تو ارتفاع 100متری ازروی زمین دارم بهت اس میدم وااااای خدا من خیلی ارتفاع رو دوس دارم

şadi :

تو ول من کن مچکرم میشم☺

یاشار :

خب ببخشید عزیزم من نمیخواستم توهین کنم اونوقت خیلی عصبانی بودم ولی قول میدم دیگه خودموکنترل کنم

یاشار :

خخخ دیونه مگه من گرفتم ک بخوام ولت کنم

şadi :

خب اخه مشکلت چی بود و چی هست با من

یاشار :

عزیزفعلا کارپیش اومد تابعد

şadi :

من جدی میگم?

şadi :

ملکه :

ملکه :

من خیلی قبل بودم اما چت نمیکردم.?یا خیلی کم.واسه همون نمیشناسه یاشار.

یاشار :

سلام من اومدم

şadi :

şadi :

میگما اسم ی نفرم بزن اونجا

ملکه :

اسناا اسم کیو بزنه اونجاااا?

şadi :

پیامبری فر?اگ یادت باشه

یاشار :

یاشار :

بچها کجایین

ملکه :

اهااا ?? چیکار ه اون دارین حالا ولش.

şadi :

نه میخوام ببینم واقعیته یا ن?

 پاسخ دادن